یکی مقابلت بایستد
نوک بینی ات را ببوسد
روی گونه هایت شقایق بکارد
توی چشمانت هزار جور ماهی رنگی رها کند
زل بزند به دهانت
چی فکر می کنی؟!
فکر می کنم
یکی مقابلم ایستاده
نوک بینی ام را بوسیده
روی گونه هایم شقایق پاشیده
توی چشمانم هزار جور ماهی رنگی رها کرده
زل زده به دهانم
من هم........
برای اینکه دوستم بداری
همیشه ی خدا
یک قدم از خودم فاصله می گیرم
سرمه ی مادر بزرگ را به چشمانم می کشم
گلبرگ لاله عباسی ها را به گونه هایم
مقابل آینه می ایستم
تا او پیراهنی که تو دوست داری تنم کند.
مرواریدی از حرف های قشنگ
دور گلویم می بندم
با آنها جمله هی می سازم
که تو دوست داری
جعد گیسوانم را اتو می کشم.
به لک های صورتم سفیدآب می مالم
وقتی که قددم کنار تو آب می رود
کفش های پاشنه بلند مادرم را می پوشم
حاضر می شوم جانم را بدهم
تا نخ بادبادک دوستی ات را به انگشتانم ببندی
اما تو
همیشه ی خدا
با دگمه های پیراهنم بازی می کنی و
با نگاهی که من دوستش دارم
به پشت سرم خیره می شوی!!!
برای نشستن در حاشیه رود دیر شده است
چشمانتان را ببندید:
جاده می خواهد پیراهنش را عوض کند
اول گیسوان سنجدها را کوتاه کنید
سر این فوج سپیدارها را کوتاه کنید
به پرنده ها دستور دهید
کوچ کنند
تمام آنتنهای شهر را کلاغها اشغال کرده اند
شهر بزرگ شده است
بزرگ و خسته
می خواهد پاهایش را دراز کند
این شقایق ها را ریشه کن کنید
نورشان چشمان شهر را می زند
چشمان آن چشمه را هم کور کنید
انگشتان شهر را اذیت می کند
پروانه ها را
بگویید:
برگردند
پونه ها را هم پاک کنید و
روی این تابلو بنویسید:
از این جا،حریم قانونی تهران بزرگ آغاز می شود.

درباره لایحه دولت درباره اجازه به مردان برای ازدواج دوم بدون اجازه از زن اول


زنی است با صورتی گرد، بینی کوچک، چشمانی مشکی، چانه ای که گود افتاده و لب هایی قرمز میگوید: «۲۷ سال دارم.» او دختری است که دوست دارد صیغه شود.
صیغه نوعی ازدواج موقت در اسلام است که در آن زن و مرد برای مدت و زمانی خاص و با مهریه مشخص که خود تعیین میکنند به عقد هم در میآیند یا در اصطلاح بر هم محرم میشوند.
سمیه با گرفتن پول به عنوان مهریه صیغه مردان میشود. «۱۰ هزار تومان برای یک روز، ۵۰ هزار تومان برای یک هفته و یک سکه برای یک ماه.»
اینجا قم است و سمیه در زیر یکی از رواقهای حرم حضرت معصومه نشسته است.
چندی پیش مصطفی پورمحمدی وزیرکشور ايران در همایش حجاب در قم اعلام کرده بود که باید صیغه درکشور با جدیت گسترش یابد. او گفته بود باید فکری به حال شهوت پسران ۱۵ ساله کرد و راه حلش این بود که روحانیان و مسئولان حوزه، کاری بکنند.
آدرسی که وزير کشور برای حل مشکل صیغه می دهد، اشتباه نيست؛ در قم بیشتر افراد، از عکاس های دور حرم گرفته که عکس شما را با گل دسته می گیرند تا مغازه دار و حتی عابران پیاده همگی برای صیغه یک نظر مشترک دارند: «بروید پیش شیخ ها.»
شیخ ها همان روحانیان و طلبه هایی هستند که عبا به تن می کنند و عمامه به سر می گذراند.
حمید که در نزدیکی حرم و در قلب شهر مغازه دارد میگوید: «روزی ۲۰، ۳۰ نفری آدرس صیغه میگیرند. از پسرهای جوان ۱۶، ۱۷ ساله گرفته تا مردهای۴۰، ۵۰ ساله.»
او میگوید: «ما هم آدرس شیخ ها را میدهیم. هرچی باشد آن ها در امور شرعی وارد هستند و زنهایی را میشناسند که دوست دارند صیغه شوند.»
قم به خاطر جای گرفتن حوزه های علمیه و مدرسه های دینی مختلف مثل فیضیه و حضور مراجع تقلید، مهم ترین شهر مذهبی ایران است و بیشترین تعداد روحانیون و طلبه ها در آن زندگی میکنند. با راه رفتن در خیابان های شهر می توان حضور ملموس آن ها را حس کرد.
روحانیانی با آلبوم عکس زنان:
محمود یک طلبه جوان است که ۸ سالی است در حوزه علمیه درس می خواند و درحجره زندگی می کند. او می گوید: «بعضی ازشب ها هست که بچه ها در مورد صیغه با هم حرف میزنند و شوخی میکنند.»
او میگوید: «طلبه ها شماره تلفن روحانیانی را دارند که زن های صیغهای را میشناسند و آلبومهایی را دارند که عکس این زن ها در آنهاست. این روحانیان با گرفتن روزی ۱۰، ۱۵ هزار تومان افراد را صیغه میکنند و صیغه نامه میدهند.»
محمود ادامه میدهد: «تا حالا کسی را صیغه نکرده ام اما دوستی دارم که سالی دو، سه نفر را صیغه میکند تا هم نیاز جنسیش برطرف شود، هم ثوابی برده باشد و هم کمک خرجی به یک زن بیپناه کرده باشد.»
به جز روحانیان، راه های دیگری هم در قم وجود دارد تا بتوان به زن هاییکه دوست دارند با گرفتن پول زن موقت افراد بشوند رسید.
حرم و اطراف آن یکی از مهمترین مکان ها برای يافتن اين زنهاست. البته به قول یکی از نگهبانان حرم باید «این کاره باشی» تا آن ها را در بین زائران تشخیص دهی.
اين نگهبان میگوید: «معمولا ساعت های پنج تا هفت بعدازظهر میآیند و زیر رواق ها و گوشه حیاط مینشینند. شب های پنجشنبه هم تعداد آن ها زیاد میشود.»
در نزدیکی ورودی ۲۱ حرم، زنی روی زمین نشسته و مردی دو زانو رو به روی اوست. زن تسبیح میاندازد و با مرد صحبت میکند. مرد از بین دفتر کوچکی که در دست دارد عکس سه در چهار و رنگی پسری را به او نشان میدهد.
چند لحظه بعد مرد پشت عکس شماره ای مینویسد و آن را هم به زن می دهد و از کنار او بلند میشود. دانه های تسبیح همچنان در دست زن پایین و بالا میشوند.
اکبر مردی که درکنار زن نشسته بود، میگوید: «به دنبال زنی برای صیغه میگردم. یک سالی است که زنم را طلاق داده ام. پسر ۱۲ ساله دارم و امکان ازدواج هم ندارم.»
او میگوید: «خانم گفت خودش مریض است و نمی تواند کاری برای من بکند اما زن هایی را میشناسد که دوست داند صیغه بشوند. عکس و شماره من را گرفت تا به آنها بدهد.» .
به جز حرم یکی دیگر از محل های تجمع زنانی که دوست داند صیغه شوند، قبرستان شیخان است. قبرستانی که در بین قمی ها به صیغه مشهور است.
شیخان، قبرستانی مشهور برای صیغه
شیخان قبرستانی کوچک است که دور تا دور آن عکس شهدا جای گرفته و در وسط آن بسیاری از روحانیان سرشناس دفن شده اند.
«دور آرامگاه میرزای قمی جمع میشوند. اگر روزهای وسط هفته یا پنجشنبه ها بروید حضور آن ها را خوب حس میکنید؛ » این ها را علی میگوید که عبای قهوه ای پوشيده و عمامه ای سفید به سردارد.
اما به جز حرم و شیخان برای پیدا کردن زن صیغه ای در قم راه دیگری هم وجود دارد.
در شهر موسسه هایی هستند که میتوانند به شما برای ازدواج موقت و دائم کمک کنند. موسسه هایی مثل بنیاد ازدواج فاطمه زهرا در چهار راه سجادیه. روی ورودی این موسسه نوشته شده: «بنیاد ازدواج و خدمات فرهنگی فاطمه زهرا. ارائه مشاوره خانواده وازدواج. انجام تحقیقات علمی و تبلیغاتی. همسريابی. ازدواج افراد مجرد. آموزش و کتابخانه . مراجعه برای عموم برادران و خواهران.»
در قم جز اين موسسه ها که میتوانند مراجعان را برای پیدا کردن همسر کمک کنند، موسسه ها و دفترهایی هم هستند که میتوانند به سوالات شرعی در زمینه های مختلف از جمله صیغه هم پاسخ دهند.
چند تا از این دفترها درحرم حضرت معصومه جای گرفته است؛ از جمله دفتری که در زیر یکی از رواق ها است و در ورودی آن نوشته شده دفترپاسخ به سوالات شرعی.
روحانی ای که در یکی از این دفترها نشسته و با تلفن برای مردم استخاره می گیرد، می گوید: «صیغه، جوان ها را از گناه دورمی کند و ثواب دارد. جوان ها باید به جای اینکه دوست دختر که حرام است پیدا کنند صیغه کنند تا به گناه نیفتند. نماز را هيچوقت ترک نکنند و در مجالس مذهبی شرکت کنند. با دوستانشان درمورد مسائل جنسی حرف نزنند تا بتوانند نیازهای جنسی خود را کنترل کنند.»
البته این روحانی که ریش های بلند ولی تنکی دارد یک راهنمایی هم می کند: «بهتر است جوان ها بروند پیش مادرخود گریه کنند تا برای آن ها زن بگیرند.
البته به جز این دفترها، در شهر قم کتاب های بسیاری هم مثل کتاب «احکام ازدواج موقت و دائم» چاپ شده است که در آن ها مراجع به سوالات شرعی افراد از جمله سوالاتی در مورد صیغه جواب داده اند. سوالاتی مثل: «آیا ازدواج موقت با دختران اروپایی بدون اجازه پدر آن ها جایز است؟» «آیا فواحش را می توان صیغه کرد؟»
شهری مثل شهرهای ديگر
" قم هم مثل شهرهای دیگر شده، فقط همه چیز زیر چادر است. "
يک بسيجی، از اهالی منطقه صفائيه قم
هیچ آماری از میزان صیغه در شهر قم وجود ندارد اما آمارهایی که برخی از مرکزهای ازدواج از میزان صیغه در قم ارائه میدهند و همچنین شمار مراکزی که افراد برای ازدواج موقت به آن ها مراجعه میکنند، نشان از گستردگی صيغه در شهر دارد.
مسئول یکی مسافرخانه ها در نزدیکی حرم میگوید: «فقط روزی دو، سه مورد و ماهی چهل، پنجاه مورد به مسافرخانه من مراجعه میکنند و ما هم طبق قانون به آن هایی که صیغه نامه دارند پذیرش میدهیم.»
او میگوید: «البته برخی از این افراد مشکلاتی را هم درست میکنند. بعضی وقت ها با هم دعوا میکنند و صدای دعوای آن ها بالا میرود و بعضی وقت ها هم سر و صداهای عجیب در میآورند.»
اما در قم بسیاری از افراد از جمله جوان های عادی ترجیح میدهند به جای صیغه، روابط آزاد یا به گفته خود «بازار آزاد» را تجربه کنند.
سیاوش که موهای خود را مدل «دیوید بکام» زده و لباسی قرمز به تن کرده میگوید: «سه تا دوست دختر دارم که با یکی از آن ها هم رابطه جنسی دارم. چرا باید بروم یک زن مطلقه یا بیوه را صیغه کنم. مگر می توانم با یک زن ۳۰ ساله پارک یا سینما بروم.»
او می گوید: «قم هم مثل همه جا نقاطی دارد که خیلی از دخترها و زن هایی که دوست دارند خود فروشی کنند آن جا جمع می شوند و دیگر نیازی به صیغه نیست.» یکی از مشهورترین این نقاط درقم، زیر پلی درنزدیکی میدان جانبازان در خیابان صفاییه و خیابان ساحلی است.
پسری بسیجی که اهل همین منطقه است میگوید: «نمی دانم چرا با این زن ها برخوردی نمی شود. قبلا بسیج همه این ها را میگرفت اما چند وقتی است برخوردها کم شده است.»
او می گوید: «قبلا روزی چند نفر از آن ها را میگرفتیم. اینجا شهر مذهبی است و نباید این وضعیت را داشته باشد. باور کنید خیلی از این ها اهل قم نیستند. فقط قم، بازاری برای کار آن ها شده است.»
او میگوید: «قم هم مثل شهرهای دیگر شده، فقط همه چیز زیر چادر است.»
منبع این مطلب: panahjoo.com
برای دیدن کاریکاتورها روی ادامه مطلب کلیک کنید:
عکس های مسابقات فوتبال و والیبال دختران ایرانی در ۵۰ سال قبل
این عکس ها رو خودم از یک مجله خیلی قدیمی(سال ۱۳۳۷) اسکن و آپلود کردم.
جالب اینجاست که اکثر تماشاچی های این مسابقات و حتی داور مرد هستند.
برای دیدن عکس های مسابقات فوتبال و والیبال دختران ایرانی در ۵۰ سال قبل
روی ادامه مطلب کلیک کنید:

قدیما آرزوی دخترا این بود که مرد آرزوهاشون سوار بر یک اسب سفید بیاد و اونا رو به شهر رویاها ببره
ولی من دوس دارم مرد آرزوهام یه روز با همچین ماشینی بیاد و منو ببره
یه ماشین ۱۲سیلندر،سقف تمام شیشه ای،با سرعت۲۸۰ کیلومتر بر ساعت،
جاده چالوس،
من و اون،
آهنگ you are my heart مدن تاکینگ
آرزو بر جوانان عیب نیست ولی پولدارترین پسری که می شناسم ماهی ۴۰۰ هزار تومن درآمد داره
یعنی اگه حتی تمام درآمدش رو پس انداز کنه و هیچی خرج نکنه،برای خریدن این ماشین ۲۳۰ میلیون تومنی باید ۴۷ سال دیگه صبر کرد!!!!
ولی باز هم آرزو بر جوانان عیب نیست...
۸ نوع پسر-روش هایی که بعضی از پسرهای کنونی(آخ ببخشید نون وسطش اضافس!) برای مخ زدن دختر ها استفاده می کنند:
(لطفا"این مطلب را پسر ها نخوانند)
عکس های این پست صرفا" جنبه تزیینی دارند.

من با اینکه فقط ۱۹ سال دارم با این حال به اندازه یک زن ۷۰ ساله از این پسر ها تجربه دارم و به اندازه موهای سرم با پسرهای مختلفی رابطه داشته ام.
برای همین می خواهم تجربیاتم را در این زمینه در اختیار شما بگذارم.البته همه پسرها هم اینطور نیستندُ اگر میبینید در نوشته ام جمع بسته ام به خاطر این است که اکثر آنها اینطور هستند.
اصولا" پسرها مثل گربه گرسنه هستند. تا وقتی شکمشان خالی است دور دختر میو میو می کنند و همینکه غذا خوردند و سیر شدند روی تیغه دیوار میپرند و میزنند به چاک!
گاه با عصبانیت از خودم میپرسم چرا پسر ها روش خود رو در رفتار با دختر ها عوض نمی کنند؟
چرا همشون اینطور مکرر و یکنواختند؟
روش های پسر ها برای به دام انداختن دخترها ( به قول خودشون مخ زدن دخترها)از هفت نوع خارج نیست و حتی خیال می کنم پسر های کنکو و اوگاندا و آمازون هم با یکی از این هفت روش برای شکار دختر(مخ زدن دختر) استفاده می کنند.
برای اینکه این هفت روش را شرح بدهم و عرض کنم که هر نوعی از پسر روش دختر مخ زنی اش از چه قرار است بهتر این است که پسر ها را به هفت دسته تقسیم کنم:
دسته اول از پسر ها:تیپ شاعرانه
این نوع پسرها خیلی عاشقانه و آتشین مزاجند.
در همان جلسه اول و دوم شروع به خواندن شعر های عاشقانه و رمانتیک می کنندتا به این وسیله مخ دختر را بزنند.
این پسرها ادای مرحوم شاملو و اخوان ثالث و لامارتین را در می آورند و دود دلشان مثل دود دودکش آشپزخانه چلوکبابی ها داغ و تند و تیز است.
اینها در صورت لزوم اشک می ریزند- تضرع و زاری می کنند و آنقدر خودشان را عاشق نشان می دهند تا بتوانند مخ دختر را بزنند حربه معمولی شان هم همان وعده ازدواج است.
اما وقتی پای عمل رسید تمام شعر و احساساتشان فروکش می کندو آقای شاعر فرار را بر قرار ترجیح می دهد.
دسته دوم از پسرها:تیپ تاجرانه
این دسته از پسر ها مانند یونانیان قدیم با هدیه و تعارف وارد معامله می شوند و معمولا" هدایای آنان گرانقیمت بوده و غرور یک دختر بی تجربه و ساده لوح را خیلی زود تسلی می بخشند.
روش این نوع از پسرها این است که سعی میکنند هیچ وقت مستقیما" به دختر پول ندهند بلکه زیرکانه می داند با یک دختر کم تجربه می توان از راه غیر مستقیم وارد معامله شد در حالی که پول نقد ممکن است دختر را برنجاند.
این نوع از پسر ها بی عاطفه ترن نوع پسر است زیرا وقتی کارش تمام شد با پر رویی هر چه تمام تر جلوی دختر می ایستد و می گوید:
عزیزم چه ازدواجی؟معامله پایاپای بود!!چیزی دادیم و چیزی گرفتیم!!
دسته سوم از پسرها:تیپ روشنفکرها
این دسته از پسرها خود را محقق و متفکر جلوه می دهند از واگنر و بتهون و پیکاسو صحبت میکنند و گاهگاهی هم آهنگ های خارجی را به غلط با سوت می زنند-از فلسفه نیچه و سارتر و روانکاوی فروید سخن می رانند. آنقدر اسم فرنگی و نا آشنا می پرانند که دختر را مجذوب دانش و فهم خود می کنند!!!
سیگار از دست روشنفکر مآب نمی افتد و گاهی هم پیپ می کشد. آنقدر شعر نو و کهنه تحویلتان می دهد تا بلاخره در ضمن یکی از آنها بحث را به مسائل جنسی می کشاند.
بعد هم می گوید پدران و مادران ما آدمهای عامی و نادان بوده اند آنها کهنه پرست بوده و احمقانه فکر می کنند و واقعیت مسائل جنسی را که یک نیاز طبیعی مثل خوردن غذاست درک نکرده اند.
آنها نمی دانند که شخصیت ما نسل جوان را نمی توان با این مزخرفات خرد کرد و به اطاعت از این مهملات واداشت.
وبعد محققانه ادامه می دهند با آمدن فروید مسائل جنسی رنگ دیگری به خود گرفته و ما دیگر بنده قیود نیستیم.
دست آخر پسر روشنفکر با لحنی حق به جانب به نقل از فروید روانشناس معروف خطاب به دختر می گوید: عزیزم من و تو در ضمیر باطن خود یکدیگر را می خواهیم و همین خواستن است که باید از آن پیروی کنیم.
در اینجا دیگر بقیه قضایا بستگی به فهم و روشن بینی دختر دارد. بعضی از دختران فریفته معلومات تو خالی اینگونه پسران می شوند و راه رسیدن به مقصود را برای آنان تسهیل می کنند
غافل از این که مرحوم فروید از بحث در مورد مسائل جنسی هرگز قصدش تبلیغ و تشویق فحشا نبوده و هیچگاه دیانت و فضیلت و اخلاق را منع نکرده است.
دختران باهوش هرگز فریب پسرهایی که سخنان تحریف شده روشنفکران را نشخوارمی کنند
نمی خورند.
دسته چهارم از پسرها-تیپ فیلسوف:
اما امان از فلسفه باف ها-پسرهایی که چشمانشان را خمار می کنند و پیچ و تاب افلاطونی به ابروان می اندازند و می گویند:
" ای بابا زندگی پوچ است و به هیچ نمی ارزد"
"انسان از فردای خود بی خبر است.دم را باید غنیمت شمرد"
"احساسات را نباید خفه کرد.عاقل آنست که حداکثر استفاده را از این دو روز عمر ببرد"
" امشب فقط من و تو زنده ایم،کی می داند که فردا چه خواهد شد؟"
"زندگی مال ماست. وقتی با هم باشیم نه شب را پایان است نه خوشی را انتها"
و از این قبیل اراجیف اما اگر دختر کمی عقل خودش را به کار گیرد هرگز در این چاله های فلسفی سرنگون نمی شود.
دسته پنجم: تیپ تسلی بخش
این دسته کاملا" صبور و بردبارند.آهسته و آرام ولی با اتکای به نفس پیش می روند و بلاخره مانند موریانه به زندگی دختر رخنه می کنند.
البته این بردباری و بی تفاوت بودن برای دختر تعجب آور خواهد بود زیرا پسری را جلوی خودش می بیند که ابدا به مسائل جنسی و شهوت توجهی ندارد.
او فقط یک دوست ساده است و نقش یک برادر بزرگتر را بازی میکند و با همین نقش راه گرمی به قلب سرد شما باز خواهد کرد.
این پسر آنقدر بازیگری می کند تا به مغز شما وارد کند که هیچ کس در این دنیا قدر شما را نمی داند و تنها اوست که دلسوز و غمخوار شماست.
وبرای آنکه این ادعا را ثابت کند حتی در مواقع لزوم چند قطره اشکی هم برای شما می ریزد و یا شانه های پهن و فراخش را تکیه گاه شما قرار می دهد تا سرتان راروی آن بگذارید و زار زار بگریید...
این دسته از پسر ها معمولا" از عشق افلاطونی صحبت می کنند اما اگر از من می شنوید به این دسته از پسرها اعتماد نکنید عشق افلاطونی یک ماسک فریبنده است که در پشت آن چهره ای حسابگر و عاقل و کهنه کار قرار دارد.
خوشحالید از این که دوست و رفیق و برادر دلسوزی یافته اید... ولی تا به خود بجنبید می بینید در آن ساعات ناراحت و ناخوشایندی که شما دریچه دلتان را بر روی او می گشایید او آهسته آهسته زیپ شلوارش را پایین می کشد.
دسته پنجم از پسرها:تیپ روشنفکرها
این دسته از پسرها خود را محقق و متفکر جلوه می دهند از واگنر و بتهون و پیکاسو صحبت میکنند و گاهگاهی هم آهنگ های خارجی را به غلط با سوت می زنند-از فلسفه نیچه و سارتر و روانکاوی فروید سخن می رانند. آنقدر اسم فرنگی و نا آشنا می پرانند که دختر را مجذوب دانش و فهم خود می کنند!!!
سیگار از دست روشنفکر مآب نمی افتد و گاهی هم پیپ می کشد. آنقدر شعر نو و کهنه تحویلتان می دهد تا بلاخره در ضمن یکی از آنها بحث را به مسائل جنسی می کشاند.
بعد هم می گوید پدران و مادران ما آدمهای عامی و نادان بوده اند آنها کهنه پرست بوده و احمقانه فکر می کنند و واقعیت مسائل جنسی را که یک نیاز طبیعی مثل خوردن غذاست درک نکرده اند.
آنها نمی دانند که شخصیت ما نسل جوان را نمی توان با این مزخرفات خرد کرد و به اطاعت از این مهملات واداشت.
وبعد محققانه ادامه می دهند با آمدن فروید مسائل جنسی رنگ دیگری به خود گرفته و ما دیگر بنده قیود نیستیم.
دست آخر پسر روشنفکر با لحنی حق به جانب به نقل از فروید روانشناس معروف خطاب به دختر می گوید: عزیزم من و تو در ضمیر باطن خود یکدیگر را می خواهیم و همین خواستن است که باید از آن پیروی کنیم.
در اینجا دیگر بقیه قضایا بستگی به فهم و روشن بینی دختر دارد. بعضی از دختران فریفته معلومات تو خالی اینگونه پسران می شوند و راه رسیدن به مقصود را برای آنان تسهیل می کنند
غافل از این که مرحوم فروید از بحث در مورد مسائل جنسی هرگز قصدش تبلیغ و تشویق فحشا نبوده و هیچگاه دیانت و فضیلت و اخلاق را منع نکرده است.
دختران باهوش هرگز فریب پسرهایی که سخنان تحریف شده روشنفکران را نشخوارمی کنند
نمی خورند.
دسته ششم از پسرها-تیپ علمی و شیمیایی:
پسرهای علمی و شیمیایی اغلب جوجه دکتر ها هستند.
این دسته از پسرها راه علم طب و غدد ترشحی و تاثیر آنها را در سلامت جسمی و روانی گوشنزد می کنند.
آنها به عشق و علاقه و جذبه کاری ندارند بلکه معتقدند همانطور که انسان به غذا و آب احتیاج دارد تا رفع گرسنگی و تشنگی کند گرفتن و دادن بوسه هم برای رفع عطش دل و جان لازم است
و تمایل دختر به پسر از عوامل فیزیکی است و باید خود به خود انجام گیرد وگرنه باعث ناخوشی روح و جسم می گردد.
آنها علوم فیزیکی و شیمیایی را به عنوان وسیله ای برای مخ زدن دختر به کار می گیرند.
غافل از این که به فرض هم ادعای این پسرای جوجه دکتر درست باشد دختر باید بداند که لزومی ندارد که انسان از هر کله پاچه ای که در سر هر کوچه و بازار می فروشد بچشد و از هر جوی آلوده و کثیفی چند قطره آب بنوشد تا رفع عطش کند.
دسته هفتم از پسرها:تیپ حیله گر:
این دسته از پسرای روباه صفت وسیله شان برای مخ زدن دختر(یا به قول بعضی ها تور کردن دختر) چرب زبانی است و با این حربه سعی می کنند که خود دختر عامل کار و تصمیم گیرنده باشد مثلا" پسر می گوید: من عاشق تو نیستم و می دانم که تو هم عاشق من نیستی ولی من به تو علاقه دارم زیبایی تو اخلاق تو سلیقه تو نوع پرستی و صفات عالیه تو روح مرا متاثر و فکر مرا به تو متوجه کرده است.
چون به تو زیاد علاقه مندم نمی توانم دور از شرافت با تو رفتار کنم.می ترسم ملاقات های ما کار را به حاهای نازک و باریک بکشاند و کار دست خودمان بدهیم. بهتر است دیگر همدیگر را ملاقات نکنیم و تا آتش گر نگرفته روی آن خاکستر فراموشی بریزیم.
البته این حرف ها وقتی گفته می شود که طرف کاملا" مطمئن است که دختر مجذوب او شده و به دوستی او احتیاج دارد.
اگر شما با او موافقت کنید در این بازی شکست خورده اید و اگر قبول کنید که دیگر او را نبینید آنگاه خواهید دید که پسر دوباره با هزار دلیل سر راه شما دوباره سبز میشود و خواهد گفت عزیزم تاب دوریت را نداشتم و برای امتحان قدرت خود روی شما شاید یکی دو بوسه پدرانه هم از پیشانی شما برگیرد که البته هرگز بویی از شهوت از ان به مشام نمیرسد.
این تظاهر به شرافت مندی و اخترام زن را فریب میدهد و راه را برای پسر حیله گر هموار میسازد.
دسته هشتم از پسرها-و اما تیپ جوجه ها:
هفت تا تیپ بالا معمولا پسرهای پر تجربه و کارکشته هستند که زمانه آنها را استاد کرده است.
اما یک تیپ دیگر هم وجود دارد که میتوان انها را جوجه ها و تازه کارها لقب داد.
این تیپ از پسرها دل هر دختری را به هم می زنند.
جوجه ها یا این طوطی های بیمزه خیابان ها که شلوارشان تنگ و چسبان و تیشرت های تنگ و بالای ناف و موهای سیخ سیخی که دائما در مسیر دختر های مدرسه و یا در حاشیه خیابان ها مثل زنبور ولو هستند و مدام بغل گوش دختر ها وز وز میکنند
البته این پسرهای تازه سر از تخم بیرون کرده مثل برادران جا افتاده شان کهنه کار و عیار نیستند فقط قدری واکس خورده تر و براق تر و تو خالی تر به نظر میایند.
کمی احساساتی و شاعرانه و زود رنجند و کلماتشان اغلب بیمزه و لوس است.
وسیله اینها برای مخ زدن دختر متلک پرانی و مزه انداختن است اما بعضی وقت ها به قدری خنک و لوس هستند که متلک هایشان آدم را فورا از شدت خنکی به سرما خوردگی مبتلا میکند.
اینها خیلی زود گرقتار عشق پر شکوه و بیقرار میشوند و خیلی زود این عشق پر شکوه را با بد قلقی و ندانم کاری و بچه بازی از جلال و شکوه میاندازند و حوصله آدم را سر میبرند.این طوطیان شکر شکن خیابان ها را فقط باید دست انداخت-بیشتر از این لیاقت ندارند


